صفى الدين محمد طارمى

181

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

شمار درنمىآرد او را ، و مشغول نمىشود به شادى به او ، و اعتبار نمىكند حظّ خود را از او و تزيّن خود را به او . به درستى كه اين احتجاب است به حال و بيزار شدن است از او ؛ و اين از بقاياى غيريت « 1 » و حظوظ بشريت است . و الدرجة الثالثة : تهذيب القصد ؛ و هو تصفيته من ذلّ الإكراه ، و تحفّظه من مرض الفتور ، و نصرته على منازعات العلم . « تهذيب قصد » خالص گردانيدن نيّت و قصد سلوك طريق و خدمت است از جميع غرضها و عوضها تا آنكه بوده باشد قصد او در رياضات و عبادات از طوع و رغبت و ذوق منبعث از محبّت صادق از براى مقصود كه او محبوب است ؛ و اين است « تصفيهء قصد از ذلّ اكراه » . به درستى كه نيّت هرگاه نبوده باشد صافى از تيرگى توقّع ثواب و رجاى اجر و خوف عقاب ، خالى نمىباشد از كراهتى در نفس . چرا كه غرض از مجاهده هرگاه بوده باشد راحت نفس در آجل و كمال او يا نجات او از نقص و عقاب ، مساحت و جوانمردى نمىكند در عاجل به حمل مشقّت از طوع و رغبت و ذوق . و امّا هرگاه بوده باشد آن مجاهده صادر از خلوص محبّت ، پس احساس نمىكند صاحبش رنج سفر و مشقّت سير [ را ] ، از جهت فرح به تصوّر قرب محبوب ، و مىباشد در خدمت و ذلّت مثل عاشق ملتذّ به قرب محبوب و تقرّب به سوى او به خدمت نمودن و تقبيل ارض و تعفير حنين نزد او - پس به درستى كه هرچند كه باشد تذلّل او بيشتر ، مىباشد تلذّذ او سخت‌تر و قوىتر ، و مىباشد قصد او صافىتر از « ذلّ كراهت » ، بلكه مىباشد مقرون به عزّت طوع و رغبت - پس مىباشد قوىتر به سبب ديدن عزّت قرب ، بلكه به سبب ديدن عزّت در ذلّت ؛ پس مىباشد صاحب او فرمان برنده‌تر و رغبت‌كننده‌تر و قوىتر از روى ذوق ؛ پس به درستى كه كراهت در

--> ( 1 ) . اصل : - و اين از بقاياى غيريت .